راز آفرینش
iهر کجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره عشق زمین مال من است چه تفاوت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت
اولین شب رصدی به عنوان پایان دوره ی آموزش نجوم مقدماتی برگزار خواهد شد.
پل ارتباطا کانون نجوم اسرار ASRAR.PNUCH@GMAIL.COM
اونو خیلی كوچیك عروسش كردن نمیگم ازدواج كرده چون اینطوری برداشت میشه كه به میل خودش ازدواج كرده اونو دادن به یه شوهر معتاد كه آه وصد افسوس كه پدر ومادرش هم معتاد بودن وقتی به سارا میگم اعتیاد خانواده ی شوهرتو میدونستی میگه آره بعد بهش میگم پس چرا زنش شدی به مادرش نگاه میكنه و میگه اینا دادنم مادرش خجالت زده میگه اول كه نمیدونستیم خودش معتاده من به مادرش میگم آخه نباید احتمال میدادین با وجود معتاد بودن پدر و مادرش شاید خودشم معتاد شده باشه مادرش دیگه هیچی نمیگه و سر خودشو بند لباس میكنه دوباره با سارا صحبت میكنم ما بین صحبتای سارا مادرش میگه با یه بچه ی تو شكم ... وای دیگه نمیدونم چی بگم من و همكارم هر دومون خشكمون زد آخه یه بچه یک ونیم ساله هم داره كه به زور داره خرج شیر خشكشو در میاره آخه همین 10 دقیقه قبل داشت سر 500 تومان بیشتر گرفتن برای شیر خشكش چونه میزد بعد مادرش ادامه میده میخواییم اگه بشه بچه رو بدیم به خانواده ی فرهنگی وقتی ازش میپرسم كدومو چشاش برق میزنه انگار كه بخواد تمام احساسشو در مورد این بچه یک ونیم سالش بگه فقط میگه وقتی میگه مامان دلم براش آب میشه مادرسارا میگه نه اینو خیلی دوسش دارم سارا اداممیده اینم اگه بخوام بدم حتی نمیخوام ببینم چه شكلیه بعد با تمام ساده بودن و مظلومیتش میگه گناه نداره بخوام بدم به كس دیگه انگار كه بخوام تسكینش بدم میگم نه تازه ثوابم میكنی هم اون خانواده كه بعد از 20 سال هنوز بچه دار نشدن صاحب فرزند میشن هم خودت خیالت راحته كه بچت تو آسایش بزرگ میشه حرفمو تایید میكنه ولی مطمئنا راضی به انجام اینكار نیست و از سر اجبار باید این كار رو بكنه آخه یه درد دیگه اینكه پدرش هم بیكاره و خرج خونه ی خودشو نداره چی برسه به....برمیگردیم سر شوهرش بهش میگم بازم اگه میدونی خرج زندگیتو میده برگرد سر زندگیت ...............
و حالا بعد از چند ماه که بچش به دنیا اومده سارا با پدر مادرش تصمیم گرفتن این بچه ی تازه به دنیا اومده رو هم نگه دارن آخه یه اعتقاد قلبی دارن که وقتی بچه به دنیا میاد روزی خودش رو هم با خودش میاره
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به ثمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
چهارشنبه سوری گله نفتی((گلوله نفتی)) آتیش درست کردن شبهای روشن چشمک زن((گله نفتی)) ملاقه زنی شال انداختن دستمال انداختن فال با شعر خوانی گل های قالی رفتن سر مزار اموات و در گذشتگان قرآن خوانی خرید
شب عید((ای مردم دارا از ایییییییییشو به اوووووووشو پلو میخورند ما آدمای نادار هر عید هرعید هر عید هر عید هر عید پلو میخوریم)) سفره هفت سین لحظه تحویل سال عیدی لای قرآن بازی های ایام عید نوروز قایم بوشک ((دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟نچ نچ بی سوادی؟نچ نچ پس-برو –گم-شو)) سیزده به در چهارده به تو
اینا رسم رسوماتیه که تو چنارون برای عید نوروز معمول بوده که حتی همون خرید کلی حرف پشتشه
نمیتونم بگم التماس دعا چون معتقدم تو لحظه ها و مکانهای خاص مثل همین لحظه ی سال تحویل خواه نا خواه بعضی ها یادمون میاد بعضیهام از قلم میوفتن امیدوارم من از قلمتون نیوفتم
پسرک لبخند شیرینی بر لبانش بود مثل همیشه شیرینی لبخندش تا عمق وجودم رفت آخه اون از نداری چه میفهمه چه میدونه که وقتی دوستاش از لباسای نوشون میگن و اون با اشک چشم میاد خونه چقد برا ی مادرش سخته وقتی مادرش با لبخند از مشکلاتش میگه منم در عینی که دارم با لبخند به حرفاش گوش میکنم اما ته دلم چقد میسوزه
همه ی همکارا با هم خندیدیم :بالاخره یه چیزی اندازت پیدا شد این حرفی بود که یکی از همکارام گفت آخه هر وقت پسرشو میاورد هیچی اندازش پیدا نمیشد انگار این دفعه نباید دست خالی میرفت آخه عیده دیگه
(حیف نگاهای این دختر معصوم نیست) وقتی براش کفشا رو آوردم اندازش نبود از نگاهش فهمیده چقد کفشه رو دوس داشت بچیه دیگه دوس داره واسه عید نو نوار باشه.
اینقد شوهرشو دوس داشت با وجود اینکه سرطان داره و تو یه خونه کاهگلی میشینن و شوهرش هم نمیره سر کار که میگه زنده بودن من به چه درد میخوره با وجود اینکه نمیتونم یه جفت کفش واسه شوهرم تهیه کنم.
باور کنید نمخوام با این حرفا نارحتتون کنم چه بسا که ناراحت شدن شما هم هیچ دردی رو دوا نیس به خصوص که یادآوریش برا خودم چقد سخته آخه من نوعی که هیچ کاری براشون انجام ندم به چه درد میخورم
براشون دعا کنید
سلام
باور کنید کوتاهی از این نت چنارونه اونم با دایل آپ آخه چندین بار خواستم پست بزارم هر دفعه یه مشکل پیش اومد
بگذریم...
خیلی دلم پره تا کی قراره اینقد با اسم اسلام ودین و مذهب کثیف کاری بشه یعنی باید بدتر از این اتفاقا بیفته که آقا ظهور کنن آخه آقا جان خودت داری میبینی با اسمت دارن چه کارا میکنن
آقا جان بیا بیا بسه بس که جوونا رو بدبخت کردن بسه بس که بچه ها رو بی پدرو مادر کردن آره در کمین ما هم هستن فقط کافیه یک لحظه غفلت کنیم میبینیم چطور تمام هست ونیستمونو گرفتن پدر مادر بچه مال و از همه اینا مهمتر قدرت فکر
اول از همه به بهانه اینکه هر کس باید یه استاد داشته باشه و بدون استاد به کمالات نمیرسیم و استاد میگه هر کاری من میگم نباید در موردش سوال کنی و تو یکی از کتاباش آقای ابطحی که ان شا ا...خداوند لعنتش کنه دلیل اینکه نباید از استاد کارایی که بهت میگه انجام بدی داستان استاد و شاگردی حضرت خضر رو آورده
سعی میکنم در مورد این انجمن اطلاعات بیشتری بزارم البته اگه لازم باشه میتونم با سند مدرک در موردشون حرف بزنم که البته لزومی نداره چون بهتری مدرک گفته آقای خامنه ای و تمام مراجعه تقلید هستن که خواندن کتابای این آقا رو ممنوع اعلام کرده
شلمچه بوی حضرت فاطمه بوی آقا امام زمان(عج).چزابه.فکه .هور.طلائیه ....
رفتم که نیروی دوباره بگیرم رفتم تا شک وبد بینیو از خودم دور کنم
رفتم تا با غبار شهدا غبار دلمو پاک کنم
حالا برگشتم با نیرویی دوباره
با امیدی دوباره
دیگه تو دو راهی نیستم دیگه بد بین نیستم
از همه مهمتر....
خیلی وقت بود تو این شلوغیا خودمو گم کرده بودم حالا دیگه پیدا شدم
اگه یه روزی احساس کردین گم شدین
خودتون میدونین چی کار کنین مگه نه؟
سلام
دارم میرم راهیا ن بدی خوبی دیدین حلال کنید همین
شهیدان صلواتی بفرستید بر ما که شما زنده اید و ما مرده
سلامی دوباره
من توی یک موسسه خیریه مشغول به کارم یکی از اهداف اصلی و اساسیم توی وبلاگم اینه که تا جایی که امکانش هست یه جورایی قسمتی یا به عبارتی خلاصه ای از زندگی نامه ی مهرجویان رو بگم درسته که از نزدیک حرف زدن باهاشون تاثیرش چندین برابره ولی تاثیراتی داره که با کمی فکر کردن درموردوش این حدیث از ائمه معصومین که فرموده اند: اگر مسلمانی باشکم پر سر به بالن بزاره و از همسایش که اون سیره یا نه خبر نداشته باشه مسلمان نیست.
من احساس میکنم دیگه مثل قدیما شکر خدا رو نمیکنیم و از ته دل دیگه کسی از خدا بابات نعماتش تشکر نمیکنه زندگیمون همش همراه شده با آه و گلایه
اینجا جا داره از یه جمله ی یکی از دبیران دوره دبیرستانم یاد کنم که میگفتن:
پنج چیز مایه ی خوشبختی است:
شکر در وقت نعمت
صبر در وقت نقمت
رضایت در وقت زحمت
تلاش در وقت خدمت
حرمت در وقت صحبت
میخوام خودتونو جای مهر جویا بزارین اونوقته که بیشتر میتونین درکشون کنین فقط یه قول میخوام بهم بدین که دلتون نسوزه براشون دیگه شعار ندیم سعی کنیم تا جایی که امکان داره بهشون کمک کنیم حالا کمک میخواد هرچی باشه میخوایین براشون دعا کنین حتی میتونیم همفکری کنیم که چطور میتونیم کمکشون کنیم و هرکمک که که فکرشو بکنین
اون یه بچه ی طلاقه از شوهرش با 2 تا بچه قد نیم قد جدا شده خودش گرفتار مواد خانه مان سوز (کریستال)شده به طوری که بچه بزرگش که 8 سالشه به جای مدرسه رفتن گدایی میکنه تا نیمه ی شب میره در خونه ها شنیدم میره دم در یکی از دانشگاهها دستشو دراز میکنه و میگه با بام زندانه مامانم پول نداره یه کمک بهمون بکنین دا داشم مریضه مخواییم بریم آمپولشو بزنیمحتی همین بچه هم از همون مواد استفاده میکنه ...
الهی !
ای داننده ی هر چیز !
و سازنده ی هر کار!
و دارنده ی هر کس!
سلام سلام سلام
خوش اومدین به وب نوپام
اول از همه باید بگم چرا نام وبم رو این اسم انتخاب کردم
هر چند که از اسمش پیداست ولی بد نیست که بگم به علم نجوم علاقه زیادی دارم خوب یکی از دلایش اینه که حس میکنم تو ای علم بیشتر به عظمت خدا و حقیر بودن خودم پی میبرم یک لحظه خودتون رو روی زمین در نظر بگیرید(هر چند که روی زمینید)اونوقت سعی کنیدازروی زمین بلند شید برین بالا بالا بالا تر اونقد بالا که از کهکشان خودمون هم برین بیرون مثل اون عکسی که هابل از چندین کهکشان گرفت که کهکشان خودمون تو این عکس فقط یک نقطه ست حالا این یعنی چی حالا مثلا من چطور تو این نقطه دیده بشم فک کن اصلا دیده نمیشم اونوقت حالا هر قدر هم که غرورو مقام ومنسب وپول و ثروت داشته باشم ولی حالا خدای به این بزرگی وقتی باهاش حرف میزنیم با تمام وجود حس میکنیم که به حرفامون گوش میده.ان شاا... که تونسته باشم حرف مفیدی زده باشم تا آپی دیگه
| Template By : Pichak |
تبلیغات 